خرید بک لینک
 اين شعر سروده خودم بود بر روي ...............زآن هنگام که ماه رخت ديدم و ديوانه شدمسوي الله جميل رفتم و خادم شاهانه شدم....................................................گويا امشب بر سر شهر من باراني باريده است و مرا نويد از گذشته هاي باراني همراه با بوي خوش بارش بر روي خاک که هميشه مستم ميکند. من زاييده احساسم اما خدايا از تو شکوه  دارم چرا که من مسيرم اين نبود. اما شکرت ميکنم هر دم و هرلحظه زيرا هميشه سرپناهم تو بودي و لاغير.اما آرزو بر ما عيب نيست . هميشه آرزومنديم که نبايد اينگونه ميشد . چادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید خوشنام تاريخ: جمعه 24 مهر 1405 ساعت: 10:50

بنام خدا

سلام بر روح بزرگ پدر عزیزم

به ياد پدر عزيزم

پدر جان هنوز هم احساس تنهایی میکنم حتی بعد از گذشت 7 سال

احساس میکنم تکیه گاهم بودی حتی یک نفس خالی دم احتضارت مرا کافی بود تا زمین به زمان بدوزم و آنی شوم که تومیخواهی 

پدرجان هر از ازچندگاهی بخوابم بیا — این بنده سراپاتقصیر به هر حال پدری چون تو مهربات داشت — پس بیا ودست نوازشت بر سر ما کش که بی تو خانه این خانه ماتمکده وما ماتمیانیم 

برچسب: نویسنده: نوید خوشنام تاريخ: جمعه 24 مهر 1405 ساعت: 10:50

دوستان من اومدم خداحافظي شايد تا سه ماه ديگه هم نيومدم اينترنت. راسيتش مي خوام درس بخونم  واسه ارشد حقوق و وكالت.


 


چه بايد كرد وقت كم است و بايد احساسمونو بكشيم تا بتونيم از قافله عقب نمونيم.


 


 

برچسب: نویسنده: نوید خوشنام تاريخ: دوشنبه 9 اسفند 1395 ساعت: 1:43

سلام برگشتم و اين در حاليست که در حال اتمام دوره کار اموزي وکالتم هستم


و به اميد خدا در کرج وکيل خواهم شد. دوستدار همه .مهدي فرجي راده

برچسب: نویسنده: نوید خوشنام تاريخ: دوشنبه 9 اسفند 1395 ساعت: 1:43

سلام .


پس از وقفه اي طولاني برگشتم درحاليکه خدا هيچگاه مرا تنها نگذاشته است.


پس از تحمل سختي بسيار و غربت کشيدنهاي طولاني سرانجام وکيل دادگستري شديم. خدايا مارا نيرويي عطا بخش تا هميشه دادگاه حق وحقيقت را در نظر داشته باشيم.

برچسب: نویسنده: نوید خوشنام تاريخ: دوشنبه 9 اسفند 1395 ساعت: 1:43

چند روز پيش معاضدت داشتم. هر کاري از دستم بر مي اومد راهنمايي مي کردم اما چرا اين همه مراجعه کننده ؟!


يا رب مددي .

برچسب: نویسنده: نوید خوشنام تاريخ: دوشنبه 9 اسفند 1395 ساعت: 1:43

 اين شعر سروده خودم بود بر روي ...............زآن هنگام که ماه رخت ديدم و ديوانه شدمسوي الله جميل رفتم و خادم شاهانه شدم....................................................گويا امشب بر سر شهر من باراني باريده است و مرا نويد از گذشته هاي باراني همراه با بوي خوش بارش بر روي خاک که هميشه مستم ميکند. من زاييده احساسم اما خدايا از تو شکوه  دارم چرا که من مسيرم اين نبود. اما شکرت ميکنم هر دم و هرلحظه زيرا هميشه سرپناهم تو بودي و لاغير.اما آرزو بر ما عيب نيست . هميشه آرزومنديم که نبايد اينگونه ميشد . چه بسيار خنجرها که دوستان صميمي از پشت و پهلو و روبرو بر من نزدند.چه حرفها که بدلايلي که براي خود تراشيدند پشت سرم نزدند اما من هميشه به درگاهت پناه مي آورم .زيرا من همچو کودکي هستم و تو مرا مادري مهربان . وقتي همه آزارش رسانند باز خود را به آغوش مادر مي اندازم . حتي اگر مادر مرا برنجاند باز تنها ملجا و پناهگاه من تو هستي.............................................................................................................ملکان و حوريان از شگفت رويت خود انکار کنند ترسم اين دوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید خوشنام تاريخ: دوشنبه 9 اسفند 1395 ساعت: 1:43

عظمت واقعي آن نيست که هيچ وقت سقوط نکنيم بلکه عظمت واقعي آن است که هر وقت سقوط کرديم بتوانيم دوباره برخيزيم...

برچسب: سقوط,سقوط حر,سقوط الاسنان في المنام, نویسنده: نوید خوشنام تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 22:06

در مسلخ عشق جز نکو را نکشند

برچسب: عشق,عشق بازی,عشق ممنوع, نویسنده: نوید خوشنام تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 22:06

بنام خدا


سلام بر روح بزرگ پدر عزيزم


پدر جان هنوز هم احساس تنهايي ميکنم حتي بعد از گذشت 7 سال


احساس ميکنم تکيه گاهم بودي حتي يک نفس خالي دم احتضارت مرا کافي بود تا زمين به زمان بدوزم و آني شوم که توميخواهي 


پدرجان هر از ازچندگاهي بخوابم بيا — اين بنده سراپاتقصير به هر حال پدري چون تو مهربات داشت — پس بيا ودست نوازشت بر سر ما کش که بي تو خانه اين خانه ماتمکده وما ماتميانيم بووووس

برچسب: به یاد پدر عزیزم, نویسنده: نوید خوشنام تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 22:06

صفحه بندی